فاطمه، معیار رضایت و خشم کبریایى

ولادت با سعادت فاطمه، در زمان و محیطى واقع شد که زن به عنوان یک انسان، مطرح نبود و وجود او موجب سرافکندگى خاندانش، در نزد اقوام مختلف جاهلیت، به شمار مى رفت. در چنان محیط فاسد و وحشت زایى، پیامبر بزرگ اسلام دست زن را گرفت و از منجلاب عادات جاهلیت، نجات بخشید. تاریخ اسلام، گواه احترامات بى حد رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به این مولود شریف است تا نشان دهد که زن، داراى بزرگى ویژه اى در جامعه مى باشد که اگر برتر از مرد نباشد، کمتر نیست. پس این روز، روز حیات زن و روز پایه گذارى افتخار و نقش بزرگ او در جامعه است.(1)

فاطمه، معیار رضایت و خشم کبریایى

پیامبر رحمت را در مقام معرفى فاطمه، فرموده هاى نورانى فراوانى است; اما در میان تمام این بیان هاى گهربار،حدیثى بسیار کوبنده و حیرت افزا جلب توجه مى کند:

انَّ اللّهَ لَیَغَضَبُ بِغَضَبِ فاطِمَةَ وَ یَرْضى لِرِضاها(2); خداوند با خشم فاطمه، خشمگین و با رضایتش، راضى مى گردد.

و در جایگاهى دیگر، خطاب به خود فاطمه(علیها السلام) مى فرماید:

یا فاطِمَةَ! اِنَّ اللّهَ لَیَغْضَبُ لِغَضَبِکَ وَ یَرْضى لِرِضاک.(3); اى فاطمه! همانا خدا با خشم تو خشم مى گیرد و با رضایت تو راضى مى گردد.

این دو حدیث نورانى که منابع شیعه و سنى هر دو بدان مزین گشته اند، جلوه نُماى اوج

1. سخنرانى حضرت امام(قدس سره) تاریخ 4/2/1360. در دیدار با گروهى از خلبانان نیروى هوایى.
صحیفه نور: ج 14، ص 200.

2. مسند فاطمة الّزهرا(علیها السلام)، عطاردى: ص 354. امالى مفید: ص 94 و 95. المناقب: ج 2، ص 90.
امالى صدوق: ص 230.

3. مسند فاطمة الزّهرا(علیها السلام)، عطاردى: ص 355. دلائل الامامة: ص 52. مستدرک صحیحین:
ج 3، ص 153 و 154. مجمع الزّواید: ج 9، ص 203. روضة الواعظین: ص 129.

﴿ صفحه 42﴾

مقام و منزلت فاطمه(علیها السلام)مى باشد; مقام و منزلتى بى نظیر که نورانیتش، فراتر از هزاران خورشید بر تارک جهان درخشیدن گرفته است: خشم فاطمه، عین خشم خدا و رضایتش، عین رضایت خدا.

در این که فاطمه به رضاى خدا، راضى است، شکى نیست; اما رضایت محض فاطمه به رضاى الهى، مقام راضیه گى اوست. در این که فاطمه، مورد رضایت خداست، تردید نیست; اما رضایت کامل خداوند از فاطمه، مقام مرضیگى اوست.

این حدیث گهربار، اثباتگر مقامى بسیار والاتر براى «راضیه مرضیه» مى باشد:

نه این که فاطمه، راضى است به رضاى خدا - هر چند چنین نیز مى باشد; چرا که فاطمه، «راضیه»(1) است - و نه این که فاطمه، محبوب و مرضى خداست - هر چند این چنین نیز هست; چرا که فاطمه، «مرضیه»(2) است - بلکه اوج مقام فاطمه در این است که رضاى او، رضاى خداست و قهر او، قهر خدا و به عبارتى بهتر:

خدا، به رضایت فاطمه راضى است و به نارضایتى اش، ناراضى.

آرى، فاطمه هموست که قهرش معیار قهر خدا و خوشنودى اش، ملاک خوشنودى خداست; چرا که او، آیینه تمام نُماى جمال و جلال کبریایى است و مظهر جمیع اسما و صفات الهى.

فاطمه هموست که معیار است، ملاک است، شاهین میزان است(3) و عیارسنج وجود انسان است:

منم که «عصمةُ اللّه» و به ساق عرش زیورم *** حبیبه خدا منم، حُباب نور داورم

رضاى من، رضاى او; ولاى من، ولاى او *** که من «ولیّةُ اللّه» و ز هر بدى مطهرم.(4)

1 و 2. الامام صادق(علیه السلام): لِفاطِمَةَ تِسعَةُ اَسْماءِ عَنْدَاللّهِ عَزَّوَجَلَّ: فاطِمَةُ وَ الصدّیقَةُ وَ الْمُبارَکَةُ وَ الطّاهِرَةُ وَ الزَّکیَِّةُ وَ الرّاضِیَةُ و الْمَرضِیَّةُ وَ الْمُحَدَّثَةُ وَ الزَّهْراء. اعلام الورى: ص 155. مسند فاطمة الزّهرا(علیها السلام)، عطاردى: ص 26.

3. اشاره به حدیثى حکمت آمیز از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) خطاب به امام حسن و امام حسین(علیهم السلام): امّکُما لسانُ المیزان و لامُّکما الشّفاعة ; مادر شما زبانه میزان است و براى مادر شماست مقام شفاعت.

4. حبیب اللّه چایچیان (حسان).


/ 0 نظر / 61 بازدید