مطالبه‌ای برای هدایت امت

در ادامه می‌بینیم که زهرا (سلام الله علیها) به تبیین نقش علی (علیه السلام) در جریان رسالت و صیانت او از اسلام می‌پردازد و برادر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را عاملی معرفی می‌کند که خداوند به دست او آتش افروزی کفار و سرکشان عرب بر ضد اسلام را در جنگ‌ها خاموش می‌کرد. آنگاه در مقام مقایسه می‌افزاید:

"... این درحالی بود که شما در بحبوحه آن خطرها در دامن آسایش و رفاه غنوده بودید!"(2)

مى‌بینیم که زهرا (سلام الله علیها) به اعجاز هنر، چه مقایسه شگفت انگیزى به کار بسته است! او والاترین نمونه دلاورى و شجاعت در دنیاى اسلام را در برابر شخصیت‌هایی نهاده است که از جهاد مقدس اسلامى و جانبازى در راه خداوند، تنها به این قناعت کردند که در پشت جبهه جنگ و زیر سایبان بایستند و گاهی نیز از میدان جهاد بگریزند؛ موضوعی که در پیشگاه اسلام و طبق آیات قرآن، صریحاً مذّمت و تحریم شده است.(3)

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در فراز دیگری از سخن خویش، آنجا که به مطالبه ملک خود می‌پردازد، در پاسخ به سخن ابوبکر که مدعی شد انبیاء ارث باقی نمی‌گذارند؛ اینگونه به کتاب خدا احتجاج می‌کند که:

"آیا به امر خداوند و نص قرآن کریم باید تو از پدرت ارث ببرى و من از میراث پدر بى‌نصیب باشم؟ شگفتا که بهتان عجیبى است! آیا دانسته و به عمد، کتاب الهى را ترک کرده و آن را پشت سر انداخته‌اید؟ آیا قرآن نمى‌گوید: "سلیمان از داود ارث برد"(4) و هم در آنجایى که سخن از یحیى پسر زکریا (علیهما السلام) است، نمى‌گوید: "پروردگارا! مرا فرزندى عنایت کن که از من و خاندان یعقوب ارث برد"(5)؟ ... آیا خداوند شما را به آیه‌اى مخصوص داشته و پدرم را از آن محروم کرده است؟... آیا شما به عموم و خصوص قرآن کریم، از پدر و پسر عم من داناترید؟"(6)

می‌بینیم که دخت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) در این فراز، چگونه کار خلیفه را مخالف قرآن دانست و وجود هرگونه سند و مجوزى را براى آن، از کلام الهى نفى کرد. در حقیقت زهرا (سلام الله علیها) مدعیان جانشینی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را با چالشی جدی مواجه دانست و آن، عدم آگاهی از کتاب خدا بود؛ چالشی که خود به شکلی دیگر پرده از ناشایستگی آنان در احراز این منصب بر می‌داشت.

لذا حقیقتاً این منازعه برای جگر گوشه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مفهوم گستره‌ترى نسبت به یک مطالبه شخصی داشته است. این خطبه از تصمیم راسخى حکایت می‌کند که در اعماق وجود آن بانو شکل گرفته بود تا مردمی را که به جاهلیت گذشته خود بازگشته‌اند، به راه اسلام آورد.

زهرا (سلام الله علیها) به بهانه مطالبه فدک، پیامی مهم را برای همه پیروان قرآن در طول تاریخ، جاودانه ساخت و آن، انحراف مسیر جامعه اسلامی از خط مستقیم و خارج شدن رهبری امت از کانون حقیقی آن بود. پیامی که دانشمندان بزرگ اهل سنت نیز قرن‌ها بعد به آن توجه کرده و در آثار خود آن را مورد اشاره قرار داده‌اند. ابن ابی الحدید معتزلی، محقق و ادیب سنی مذهب، در کتاب خود می‌گوید:

"از استاد و مدرس مدرسه غربی بغداد(7) پرسیدم: آیا فاطمه (سلام الله علیها) راست نمى‏گفت؟

گفت: آرى

پرسیدم: اگر چنین بود، چرا خلیفه فدک را به او پس نداد؟

لبخندى بر لب استاد نشست و پاسخ داد: اگر آن روز فدک را بدو مى‏داد، فردا خلافت شوهر خود را ادعا مى‏کرد. او هم نمى‏توانست ‏سخن وى را نپذیرد؛ چون قبول کرده بود که هر چه دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مى‏گوید، راست است."(8)

 

(برگرفته از کتاب "فدک در تاریخ"، تألیف آیت الله شهید سید محمد باقر صدر، ترجمه محمود عابدی، با اضافات)

 

سایت رشد، فرا رسیدن 3 جمادی الثانی، سالروز شهادت مظلومانه

پاسدار حریم ولایت و حافظ عهد امامت

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

را به تمامی مسلمانان جهان، به خصوص شما دوست گرامی تسلیت می‏گوید.

 

پایگاه اسلامی شیعی رشد

 پاورقی ها:

1- فدک قریه‌ای پر محصول در نزدیکی مدینه و منطقه‌ای یهودی نشین بود. پس از قدرت یافتن اسلام، خداوند در دل ساکنان آن، آتش رعبى افکند و یهودیان به قصد امان یافتن از این بیم و هراس، بر سر آن سرزمین با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مصالحه کردند. چون فدک بدون حضور قوای نظامی مسلمین فتح شده بود، طبق قائده قرآنی به مالکیت شخص رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در آمد. آن حضرت نیز پس از مدتى آن را به فرزند عزیز خود، زهرا (سلام الله علیها) واگذار کرد. این وضع همچنان ادامه داشت تا اینکه پس از درگذشت آن حضرت، خلیفه اول آن را از دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) باز گرفت و عواید فراوان این سرزمین تا پایان خلافت وی یکى از منابع درآمد عمومى و تأمین کننده بودجه حکومتى محسوب مى‌شد.

2- قسمتی از خطبه فدکیه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

منابع: بحارالأنوار، جلد 29، صفحه 224 و 225 (دار إحیاء التراث العربی، بیروت، 1403هـ)؛ الإحتجاج طبرسی، جلد 1، صفحه 101 (نشر مرتضی، مشهد، 1403هـ) و ...

در پاره‌ای از منابع اهل سنت چون بلاغات النساء، جلد 1، صفحه 16 تا 25 (مطبعة مدرسة والدة عباس الأول، القاهرة، 1326هـ) و السقیفة و فدک، صفحه 137 تا 144 (مکتبة نینوی الحدیثة، تهران) نیز خطبه فوق با اختلافاتی نقل شده است.

3- خداوند در آیه 15 سوره انفال خطاب به مؤمنین می‌فرماید: "ای اهل ایمان! هنگامیکه در میدان نبرد با کافران روبرو شدید، به آنها پشت نکنید (و فرار ننمایید)". سپس در آیه بعد می‌فرماید: " و هر کس در آن هنگام به آنها (کفار) پشت کند -مگر آنکه هدفش کناره‏گیرى از میدان براى حمله مجدد و یا به قصد پیوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد- (چنین کسى) به غضب خدا گرفتار خواهد شد و جایگاه او جهنم و چه بد جایگاهى است!"

همانطور که مشخص است، فرار از میدان جنگ در دیدگاه خدای متعال، خطای بزرگی شمرده شده است؛ اما متأسفانه گاهی برخی از مسلمانان از میادین جنگ‌های صدر اسلام که برای حفظ کیان دین الهی اهمیت مضاعفی داشت، می‌گریختند. مطابق نقل‌های تاریخی نام برخی از بزرگان صحابه نظیر سه خلیفه نخست نیز در میان این افراد به چشم می‌خورد.

به عنوان نمونه، در جنگ احد پس از حمله غافلگیر کننده مشرکین، علی‌رغم تصریح قرآن کریم مبنی بر اینکه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) مسلمانان را به مقاومت فرا می‌خواند (سوره آل عمران، آیه 153)، عده کثیری از مسلمین میدان جنگ را خالی نموده، پشت به دشمن کرده و از کوه احد بالا رفتند.

در این خصوص برخی از محدثین و مورخین بزرگ اهل سنت، از عایشه نقل می‌کنند که خلیفه اول هرگاه به یاد جنگ احد می‌افتاد، متأثر می‌شد و افسوس می‌خورد که چرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را در آن لحظات تنها گذاشت (المستدرک حاکم، ج3، ص298، چاپ دار الکتب العلمیة، بیروت، 1411هـ؛ الطبقات إبن سعد، ج3، ص163، چاپ دار الکتب العلمیة، بیروت، 1410هـ؛ البدایة و النهایة، ج4، ص33، چاپ دار إحیاء التراث العربی، 1408هـ؛ مسند أبی داود الطیالسی، ج1، ص8، چاپ دار هجر، مصر، 1419هـ). اما خلیفه دوم نیز مطابق نقل تفسیر طبری (ج7، ص327، چاپ مؤسسة الرسالة، 1420هـ)، الدر المنثور (ج2، ص 355، چاپ دار الفکر، بیروت) و کنز العمال (ج2، ص 376، چاپ مؤسسة الرسالة، 1401هـ) خود به صراحت اقرار می‌کند که در آن شرایط، رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را رها نمود و گریخت.

4- "و ورث سلیمانُ داوودَ..." (سوره نمل، آیه 16)

5- "... فهب لی من لدنک ولیّاً / یرثنی و یرث من آل یعقوب..." (قسمتی از آیات 5 و 6 سوره مریم)

6- بخش دیگری از خطبه فدکیه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

7- مقصود مؤلف، أبوالحسن علی بن علی الفارقی الشافعی، یکی از فقها و اساتید بزرگ اهل سنت و مدرس مدرسه نظامیه و مدرسه غربی بغداد بوده است.

8- سألت علی بن الفارقی مدرس المدرسة الغربیة ببغداد فقلت له أ کانت فاطمة صادقة قال نعم قلت فلم لم یدفع إلیها أبوبکر فدک و هی عنده صادقة فتبسم ثم قال کلاما لطیفا مستحسنا مع ناموسه و حرمته و قلة دعابته قال لو أعطاها الیوم فدک بمجرد دعواها لجاءت إلیه غداً و ادعت لزوجها الخلافة و زحزحته عن مقامه و لم یکن یمکنه الاعتذار و الموافقة بشی‏ء لأنه یکون قد أسجل على نفسه أنها صادقة فیها تدعی کائنا ما کان من غیر حاجة إلى بینة و لا شهود و هذا کلام صحیح‏ و إن کان أخرجه مخرج الدعابة و الهزل. (شرح نهج البلاغة إبن أبی الحدید، جلد 16، صفحه 284، المکتبة آیة الله المرعشی النجفی قم، 1404هـ)

/ 0 نظر / 22 بازدید