قرآن و عترت- روزنوشت علی جدیدبناب
این وبلاگ در راستای ترویج فرهنگ قرآن و عترت راه اندازی شده است.

جستاری در فرهنگ و تمدن اسلامی

 

در بررسی هر موضوع علمی، تحقیقی و پژوهشی، تبیین مبادی تصوری به شیوه مطلوب و صحیح بسیاری از مشکلات را حل و در روشن شدن تصدیقات کمک شایانی به پژوهشگر در بیان موضوع مورد نظر می‌کند، بنابراین پرداختن به تصورات جهت نیل به تصدیقات امری ضروری به نظر می رسد.


 

الف- تعریف واژه‌ها

 یکی از مباحث مهم و ضروری در هر تحقیقی، بررسی مفاهیم کلیدی آن در ابتدای تحقیق است، در این راستا موضوع مورد نظر نیز مستثنی نخواهد بود، بنابراین برای شناخت فرهنگ و تمدن اسلامی آشنایی با برخی مفاهیم ضروری است، از جمله این مفاهیم واژه‌های تاریخ، فرهنگ، تمدن و تجدد می‌باشند. شناخت این مفاهیم ما را برای ورود به بحث اصلی یاری می رساند، لذا به اختصار معنا و مفهوم هر یک را مورد بررسی قرار می دهیم.

1- تاریخ

برای واژه تاریخ تعاریف گوناگونی ارائه شده است. عده‌ای معتقدند: «تاریخ علمی است که در آن از حوادث زمان گذشته بشر بحث می شود»1. تاریخ در لغت به معنی وقت‌شناسی و در عرف و اصطلاح تعیین وقت را می رساند، لذا تعریفی که از آن وجود دارد چنین است: «تاریخ شناسایی وقت است با استناد به آغاز حدوث امری شایع و رایج‌، همچون ظهور ملتی یا وقوع حادثه‌ای هولناک چون توفان یا زلزله‌ای بزرگ...»2 تعریف دیگر، تاریخ را عبارت از فنی می‌داند که در آن از وقایع زمان و آنچه در عالم است، از حیث تعیین و تقریب بحث می ‌نماید.3 علمای مسلمان نیز تعاریف مختلفی برای  تاریخ ارائه نموده‌اند؛ گروهی اصل آن را عربی و معنای آن را نهایت و آخر هر چیز دانسته‌اند و عده‌ای آن را فارسی و اصل آن را «ماه روز» می‌دانند.4

این علم یا به زبان قرآن، روزهای خدا5،‌ منبع سوم معرفت به شمار می رود6 .

سید حسین نصر در تعریف تاریخ می نویسد: «در نظر فرد مسلمان، تاریخ یک رشته از پیشامدهاست که به هیچ وجه تأثیری در اصول غیر وابسته به زمان اسلام ندارد. »7

در مقابل این تعاریف ، تعاریف دیگری نیز ارائه شده است. برای نمونه دکتر شریعتی می نویسد:

«تاریخ گذشته‌ای است که زمان حال را پدید آورده است. تاریخ حرکتی است که به سوی آینده در جریان است. تاریخ عمر نوع انسان است.»8

2- فرهنگ

به علت گسترش و فراوانی رشته های علوم انسانی در سده های اخیر با توجه به نگرش‌ها و برداشت‌های خاص ارباب این علوم، تعاریف مختلفی از فرهنگ وجود دارد. این واژه در زبان انگلیسی culture  و در عربی ثقافه نامیده می‌شود.9

این واژه در سده‌های گذشته به معنای آموزش و پرورش و یا آموختن ادب و علم بوده است، ولی در دوره های اخیر به سبب تحول مفهوم آن در زبان‌های بیگانه، معنا و مفهوم وسیع‌تری یافته است و به مجموعه آداب و رسوم، باورهای دینی، علم، هنر و اخلاقیات اطلاق شده است.10

مایکل گیلسون فرهنگ را «مجموعه‌ای از قواعد ناشناخته و چیزهایی که به عنوان امور طبیعی گرفته می شوند و در واقع به مسائل غیر علمی بستگی دارند» می داند. 11

رولف لنتون مفهوم فرهنگ را مسائل بنیادی می داند که ویژگی روشنی به افراد یک جامعه می دهند و آنها را به صورت یک گروه متمایز با زبان ، آداب و رسوم و دین خاص در می آورد.12 در فرهنگ سخن فرهنگ چنین تعریف شده است:

 « فرهنگ : پدیده کلی پیچیده ای از گرداب، رسوم، اندیشه، هنر و شیوه زندگی که در طی تجربه تاریخی اقوام شکل می گیرد و قابل انتقال به نسل‌های بعدی است.» 13

فرهنگ مجموعه‌ای از سنت‌ها، آداب و اخلاق فردی یا خانوادگی اقوامی است که پایبندی ایشان به این امور باعث تمایز آنها از دیگر اقوام و قبایل می شود. به عبارت دیگر، فرهنگ مجموعه باورهای فرد یا گروهی خاص است و چون باورها ذهنی‌اند پس فرهنگ جنبه عینی ندارد. 14

با این اوصاف تعریف جامعی را نمی توان برای این واژه ارائه نمود. ولی از مجموع تعاریف  فوق می توان مفهومی از آن را در ذهن خود ایجاد نمائیم.

3- تمدن

تمدن در زبان انگلیسی civilization  و در عربی حصاره خوانده می شود و در لغت به معنای شهرنشینی و از ریشه مدینه و مدنیت گرفته شده و به معنی دیگر متخلق شدن به شهرنشینی یا خوی و خصلت شهرنشینی به خود گرفتن می دهد.15 و بدان معناست که بشر در سایه آن به تشکیل جوامعی پرداخته و شهر نشین شده است. «در زبانهای بیگانه نیز کلمه تمدن civilization از کلمه civita که در مقابل وحشیگری قرار گرفته و از کلمه civilis که معنی شهرنشینی دارد گرفته شده است.»16

برای واژه تمدن نیز همانند فرهنگ معانی و تعاریف گوناگونی وجود دارد، برای مثال باستان شناسان تمدن را به وجود آثار هنری و باستانی گفته اند، مورخین میراث گذشته یک جامعه را که به نسل آینده منتقل می‌شود تمدن به حساب آورده اند. سیاسیون آن را به برقراری روابط خارجی و حسن جریان امور داخلی کشور تعبیر نموده‌اند.17 و هر یک از دریچه و روزنه ای خاص بدان پرداخته اند که هیچ یک مفهوم کاملی را ارائه نمی‌کند.

به عقیده جامعه شناسان تمدن حالتی مترقی است که ملت‌ها در پرتو آن تحت تأثیر دانش‌های جدید قرار می گیرند و به نهایت ترقی و علوم و فنون دست می یابند.18

ویل دورانت در تعریف تمدن می نویسد:

«تمدن را می‌توان به شکل کلی آن، عبارت از نظمی اجتماعی دانست که درنتیجه وجود آن، خلاقیت فرهنگی امکان پذیر می شود و جریان پیدا می کند.»19

در تعریفی دیگر می توان تمدن را «مجموعه دستاوردهای مادی و معنوی بشر در یک منطقه، کشور یاعصر معین، یا حالات پیشرفته و سازمان یافته فکری و فرهنگی هر جامعه که نشان آن، پیشرفت در علم و هنر و ظهور نهادها‌ی اجتماعی و سیاسی است»20 دانست.

از نظر ساموئل هانتینگتون، تمدن بالاترین گروه بندی فرهنگ و گسترده‌ترین سطح هویت فرهنگی به شمار می‌آید.21

ابن خلدون تمدن را اجتماعی شدن انسان می داند. اندیشمند دیگری تمدن را مجموعه ای از عوامل اخلاقی و مادی می داند که به جامعه فرصت می دهد، برای هر فردی از افراد خود، در هر مرحله ای از مراحل زندگی، از کودکی تا پیری، همکاری لازم را برای رشد به‌عمل آورد. 22

4- تجدد

از واژه‌های نوینی که مخصوصاً از اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 شایع شده است واژه تجدد را می‌توان نام برد. تجدد در لغت به معنی نوشدن و نوگردیدن می‌باشد و منظور از آن نوشدن شیوه زندگی و روش کاربرد پدیده‌ها و نوگرایی می‌باشد.23 

با توجه  به این معنی تجدد‌خواه در مقابل کهنه پرست، به کسی که رسوم کهن را زیر پا گذارد گفته می شود یعنی کسی که «خواهان ایجاد تغییرات اساسی در ساختار اجتماعی و نو کردن شیوه زندگی» است. 24

منظور ما از تجدد، تجدد نهادها و شیوه های رفتاری خاصی است که در ابتدا در اروپای پس ازدوران ملوک الطوایفی بروز کرد ولی درقرن بیستم آثار و عوارض آن با سرعتی فراوان جهانی و تاریخی شد. لذا تجدد را می توان به طور خاص معادل دنیای صنعتی نیز گرفت که اشاره به مناسبات ویژ ه اجتماعی است که مستلزم کاربرد وسیع قدرت مادی و ماشین آلات گوناگون در فرایندهای تولیدی است، بدین صورت مفهوم صنعت گرایی یکی از محورهای نهادین تجدد است.25 در کشورهای توسعه نیافته معنای دیگری نیز برای تجدد وجود دارد و آن تقلید کورکورانه و یا آگاهانه بدون در نظر گرفتن فرهنگ موجود می باشد.26

ب- عناصر تشکیل دهنده فرهنگ و تمدن

عوامل مختلف و متعددی در به وجود آمدن و شکل گیری فرهنگ و تمدن تأثیرگذار می باشند، از جمله مهمترین عواملی که در این زمینه نقش اساسی دارند عبارتند از:

1. آنچه در مرحله اول موجب آماده شدن زمینه رشد و شکوفایی می شود وجود امنیت، آرامش و کاهش اضطراب‌ها است.27

2. دومین عنصر تشکیل دهنده فرهنگ و تمدن، تعاون و همکاری گروهی با هدف مشخص28 در واقع نوعی همبستگی است که ابن خلدون از آن به عصبیت تعبیر می نماید29 و  می توان آن را نوعی غرور و همبستگی ملی دانست.

3.  عامل بعدی در شکل گیری این روند رو به رشد، اخلاق است که سبب جلوگیری  از سقوط می شود.30 

4. عامل دین در ایجاد فرهنگ و تمدن نقش بسیار مهمی دارد.31  در رابطه با عامل سوم و چهارم مقام معظم رهبری در رابطه با فرهنگ فرموده‌اند: منظور ما از فرهنگ، عقاید و اخلاق است. برخلاف ما که وقتی در محاوراتمان واژه فرهنگ را می گوییم، بیشتر آداب و رسوم و زبان فارسی و این حرف‌ها به ذهنمان می‌آید و وقتی ده درصد بودجه کشور را برای فرهنگ می گذارند متاسفانه صرف همین‌ها می‌شود. بنابراین فرهنگ باورها و ارزش‌هاست و مسائل دیگر جنبه فرعی و ثانوی دارد. شکل خانه‌سازی یا برخی آداب و رسوم، ماهیت فرهنگ را عوض نمی کند. فرهنگ جامعه هنگامی تعییر می کند که باورهایش درباره هستی و انسان و ارزش‌های حاکم بر زندگی تغییر کند. اصول دین و فروع دین هم بیشتر به باورها و ارزش‌ها مربوط است. باورها را بیشتر در اصول و ارزش‌ها را بیشتر در فروع دین مطرح می کنیم. پس حقیقتاً جایی که اسلام در زندگی اجتماعی مردم اثر می گذارد، در بعد فرهنگی است و به وسیله فرهنگ، با تمدن ارتباط پیدا می کند. به همین خاطر مسائل فرهنگی و تمدن با هم آمیخته است، حتی یک پدیده از جهتی مربوط به تمدن و از جهتی مربوط به فرهنگ است. اگر شکل ظاهری و جهات محسوس آن را حساب کنیم، بعد تمدنی است و اگر جهات معنایی آن را در نظر بگیریم، آن بار معنایی که در بردارد و حکایت از باور یا ارزش خاصی می کند، آن با فرهنگ جامعه ارتباط دارد.32

5.      اصل تسامح و تحمل افکار و اندیشه های مختلف

6.      حفظ وحدت و یکپارچگی و عدم انفکاک که موجب اعتلای بیشتر  می گردد.

7.      دو عامل رفاه نسبی و فشار اقتصادی و اجتماعی نیز در این روند از جایگاه برجسته‌ای برخوردارند. 33

ج- قرابت معنای فرهنگ و تمدن اسلامی

به طور کلی تمدن با واژه فرهنگ قرابت دارد و گاهی این دو به جای هم به کار می روند یا هر کدام طوری استعمال می شود که معنای دیگری در آن مشاهده می‌شود. هنگامی که این دو در مقابل هم قرار می گیرند باید فرق این دو را شناخت. تمدن بیشتر به ظواهر زندگی اجتماعی توجه دارد، اما آنجا که پای معنا به میان می آید، با فرهنگ ارتباط پیدا می کند. چون در زندگی اجتماعی اغلب این دو باهم هستند، جدا کردن حیثیت مادی از حیثیت معنوی آن مشکل است. پس وقتی می گوییم تمدن اسلامی یعنی آن ویژگی‌های زندگی اجتماعی که متأثر از اسلام است. البته وقتی می‌گویند تمدن اسلامی، گاهی منظور تمدن مسلمان‌هاست و نسبت دادن به اسلام فقط از آن روست که کسانی که این کارها را انجام داده اند، مسلمان هستند. مانند این که گاهی فلسفه اسلامی می گوییم در مقابل فلسفه مسیحی، یعنی این فلسفه مسلمان هاست. ولی گاهی منظور فلسفه‌ای است که متأثر از فکر اسلامی باشد، یعنی اسلام آن را ابداع کرده یا پرورش داده و به کار گرفته باشد. این جا هم می‌گوییم تمدن اسلامی، گاهی منظور تمدن مسلمان‌هاست. در کتاب‌هایی که غربی ها درباره تمدن نوشته‌اند، منظورشان همان تمدن مسلمان‌هاست. اغلب هم اسلام و عرب را مساوی می‌دانند.34

د- تعریف تمدن اسلامی و محدوده تاریخی و جغرافیایی آن

تمدن اسلامی یا آنچه بعضی به اشتباه تمدن غرب می‌نامند نامی است که به تمدن شرق همزمان با قرون وسطی اطلاق می‌شود. تمدن اسلامی تمدن یک ملت یا نژاد خاص نیست بلکه مقصود، تمدن ملتهای اسلامی است که عرب‌ها، ایرانیان، ترک‌ها و دیگران را شامل می شود،35  که به وسیله دین رسمی یعنی اسلام و زبان علمی و ادبی یعنی عربی با یکدیگر متحد شدند.36  این تمدن با هنر ایرانی و رومی و سایر جوامع ترکیب گردید و تمدنی به نام تمدن اسلامی به وجود آورد.37  این تمدن به درجه‌ای از عظمت و کمال و پهناوری است که آگاهی از همه جنبه‌های آن و احاطه بر همه انحای آن کاری بس دشوار است. با پیدایش اسلام و انتشار سریع و گسترده آن در میان اقوام و ملل و جلب و جذب فرهنگ‌های گوناگون بشری بنای مستحکم و عظیمی از فرهنگ و تمدن انسان پایه‌گذاری شد که در ایجاد آن ملل و نژادهای مختلفی سهیم بودند. این ملل با ارزش‌ها و ملاک‌های نوین اسلامی موفق به ایجاد تمدنی شدند که بدان تمدن اسلامی گفته می‌شود.

تمدن اسلامی را از لحاظ تاریخی می‌توان به دو دوره تقسیم نمود؛ دوره اول از آغاز دعوت اسلامی و پیدایش اسلام  در قرن هفتم میلادی آغاز شد و تا سقوط بغداد به‌دست هلاکو ادامه یافت.38 دوره دوم با پذیرش اسلام توسط مغولان و ایجاد حکومت‌هایی مانند صفوی و عثمانی تا اواسط قرن 18 میلادی به طول انجامید. هریک ازاین دوره ها دارای ویژگیهای خاصی هستند که آنها را از هم متمایز می نماید. منظور از تمدن اسلامی در بحث حاضر دوره اول می باشد که در زمان امویان در شام وارد دوره پختگی شد و در عصر عباسیان به اوج خود رسید و مرکز این تمدن درخشان شهر بغداد در سالهای (1258 - 750 م) و به روزگار خلافت امویان در اندلس در سال‌های1492 - 755 م بود.39

مطالعه در اطلس تاریخ اسلامی و چگونگی انتشار اسلام در جهان نشان می دهد که : اسلام در طول چند قرن بر بیشتر سرزمین‌های آباد آن روز جهان مسلط شد و قسمت اعظم آسیا، آفریقا و قسمتی از اروپا را تحت سلطه و اقتدار خود درآورد.40

آندره میکل در مورد محدوده جغرافیایی تمدن اسلامی می‌نویسد:

«یک جغرافیدان عرب در قرون وسطی، روزی تصمیم می‌گیرد که تعریف مناسبی از سرزمین‌های اسلامی در اطراف دو بیابان ارائه دهد. از این رو سرزمین‌ها را به دو منطقه ایالات عربی شامل عربستان و سوریه و ایالات غیر عربی شامل ایران آن روز تقسیم می‌کند. این تعریف، علیرغم نارسایی‌های آن یکی از تقسیم‌بندی‌های اساسی سرزمین‌های اسلامی است.»41

در مرکز از عراق، ایران، افغانستان و در شرق تا چین و هند امتداد داشت. از جانب شمال شرقی تا سمرقند و بخارا و خوارزم تا کوه‌های یکی از فرغانه را شامل می‌شد.42

این مناطق با فرهنگ و دین مشترکی به هم وصل شده بود‌ند و ساکنان آن خود را عضو تمدن واحد و وسیعی می‌دانستند که مرکز روحانی و مذهبی آن مکه و مرکز فرهنگی و سیاسی‌اش بغداد بود.43   این تمدن بیش از همه تمدن‌ها به علم و دانش اهمیت داده و کهن ترین دانشگاه‌های جهان را پدید آورده است و با تلفیق علوم گوناگون و افزودن برآنها میراث عظیم و تکامل یافته‌ای را تحویل بشریت داد. با این اوصاف می‌توان گفت منظور از تمدن اسلامی مجموعه افکار، عقاید، علوم، هنرها و صنایع است که با الهام از آموزه های دینی توسط مسلمین پدید آمده است.

پی‌نوشت‌ها:

1 - علم تاریخ در گستره تمدن اسلامی، صادق آئینه وند، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ج اول 1377، ج 1، ص 38 .

 2 - - علم تاریخ در اسلام، صادق آئینه وند، وزارت ارشاد اسلامی، ج اول 1366، ص 33

 3 - علم تاریخ در اسلام، ص 36

 4 - علم تاریخ در گستره تمدن اسلامی، ج 1، ص 50 . معنی اصطلاحی آن عبارت است از «معلوم کردن احوال انبیا و امامان و فرمانروایان و وزرا و خلفا .... و حوادث بزرگ مانند جنگها و فتوحات بر حسب زمان» تاریخنگاری در اسلام، سید صادق سجادی و هادی عالم زاده، تهران: سمت، ج اول، 1375 شمسی، ص 8

5  - ایام الله

6 - علم تاریخ در اسلام، ص13

 7 - علم تمدن در اسلام، سید حسن نصر، ترجمه احمد آرام، تهران: اندیشه 1350، ص1

8 - تاریخ تمدن، علی شریعتی، تهران: انتشارات قلم، ج پنجم 1375، ج 1 ، ص 76

9 - مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی فرهنگ و تمدن اسلامی، تهران:  وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگی بین المللی 1373شمسی، ص 190

10  - تعریفها و مفهوم فرهنگ با تهران ، داریوش آشوری ، مرکز اسناد فرهنگی آسیا ،1375 ، ص 8 و نیز ر. ک  نقش فرهنگ  و تمدن در بیداری غرب ، ذکر الله محمدی ، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) ج اول ، 1373 ص 46 .

11 - مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی فرهنگ و تمدن اسلامی، ص 190

12 - همان منبع ، همان ص

13 - فرهنگ روز سخن ، به سرپرستی حسن انوری ، تهران ، سخن ، 1383 ، ص 869

14  - تاریخ و تمدن اسلامی، علی اکبر ولایتی، قم: دفتر نشر معارف، 1384ش، ص19.

15  - نقش فرهنگ  و تمدن در بیداری غرب، ص 45 . و نیز ر.ک : علی شریعتی، همان منبع، ج1، ص 5-4

 16 - نقش پیامبران در تمدن انسان، فخرالدین حجازی، بی جا: بعثت ، بی تا ،ج دوم . صص 20-19

17  - نقش فرهنگ  و تمدن در بیداری غرب، ص 47

18  - نقش پیامبران در تمدن انسان، ص19، متفکرین اجتماعی تمدن را ترکیبی از امنیت، فرهنگ، نظم و آزادی می دانند. همان منبع ، ص21

 19 - تاریخ تمدن ، ج1 ، ص 5

 20  - فرهنگ روز سخن ، همان منبع ،ص 337 ، دهخدا تمدن را « تخلق به اخلاق اهل شهر و انتقال از خشونت وجهل به حالت ظرافت و انس و معرفت » تعریف نموده است .

21  - ساموئل هانتینگتون، نظریه برخورد تمدنها، ترجمه مجتبی امیری، تهران: 1374ش، ص47.

22  -ویل دورانت، تاریخ تمدن: مشرق زمین، گاهوارة تمدن، تهران: علمی و فرهنگی، ج1، ص5 .

23  - همان منبع ، ص288

 24 - فرهنگ روز سخن ، ص 288

25 - تجدد و تشخص ، آنتونی گیدنز، ناصر موفقیان ، تهران ، نشر نی ،ج اول ، 1378 ، صص 34-33

26 -در این زمینه ر. ک : تاریخ تمدن

دین و دولت در اندیشه اسلامی ، ج 1 ، ص 47 - 46 . و نیز ر . ک محمد سروش . قم ، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، ج اول ، 1378  صص 74- 70

27 - نقش پیامبران در تمدن انسان ، ص 21 و نیز پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران ، علی اکبر ولایتی ، تهران ، مرکز اسناد و خدمات  پژوهشی ، ج چهارم ، 1384 ، ج 1، ص 33 .

 28  - تاریخ تمدن ، ج 1 ، ص 66

29  - عبدالرحمن این خلدون ، مقدمه ، ترجمه محمد پروین گنابادی ، تهران ، بنگاه ترجمه و نشر کتاب ،1366 ، ج 1، ص 301 و نیز مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی فرهنگ و تمدن اسلامی ، ص 190

30 - پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، ص 33 - 34 و نیز مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی فرهنگ و تمدن اسلامی، ص 190 و نیز تاریخ تمدن، همان، ص 1.

31 - همان ، ص 34

32 - نشریه هفته نامه پرتو، سال نهم، شماره 408.

 33  - همان، ص 44 و نیز ر . ک :  فرهنگ و  تمدن اسلامی،  قم، معارف، 1384شمسی، ص 20 و نیز تاریخ تمدن همان ص 1 . و نیز مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی فرهنگ و تمدن اسلامی ، ص 190 .

34 - نشریه هفته نامه پرتو، سال نهم، شماره 408.

 35 - مجموعه مقالات اولین کنفرانس بین المللی فرهنگ و تمدن اسلامی، ص 191

 36 - برررسی مختصر فرهنگ و تمدن اسلامی، و.و بار تولد، علی اکبر دیانت، تبریز:  ابن سینا، ج اول 1337 ص 7.

37 - احمد تاج بخش، تاریخ تمدن و فرهنگ ایران از اسلام تا صفویه، شیراز: نوید شیراز ، ج اول 1381شمسی، ص 99.

 38  تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، زین العابدین قربانی، بی جا، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، بی تا، ص 6

 39 - نقش پیامبران در تمدن انسان، ص 140

 40 - علل پیشرفت اسلام و انحطاط مسلمین،  زین العابدین قربانی، بی جا، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ج پنجم 1374، ص 18 .

41 -   اسلام و تمدن اسلامی، آندره میکل، ترجمه حسن فروغی ، تهران ، سمت ، ج اول ،1381 ، ج 1 ، صص 21-20

42 - علل پیشرفت اسلام و انحطاط مسلمین،  ص 17

 43 - همان منبع ، ص 16

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٥ ] [ ٤:۳۱ ‎ب.ظ ] [ علی جدیدبناب ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

1-پژوهشگر و مولف دهها جلد کتاب و مقاله 2-مدرس حوزه های علمیه 3-عضو هیتئت موسس دانشگاه 4-عضو کارگروه علوم انسانی و هنر دفتر نخبگان 5-عضو هیئت نظارت بر چاپ و نشر کتاب
نويسندگان
امکانات وب