قرآن و عترت- روزنوشت علی جدیدبناب
این وبلاگ در راستای ترویج فرهنگ قرآن و عترت راه اندازی شده است.
آیةاللّه حاج سیدعلی قاضی طباطبایی

کشور: عراق
شهر: نجف اشرف
تاریخ: ۱۳۶۶ هجری قمری (۸۴ سال)
محل دفن: قبرستان وادی السلام (محل دفن در نقشه)

 

عالم عامل و فقیه عارف، حضرت آیةاللّه سیدعلی آقاقاضی طباطبایی قدس اللّه نفسه الزکیه استاد بزرگ اخلاق و عرفان، در تبریز و در بیت دانش و فضیلت دیده به جهان کشود؛ پدرش آیةاللّه سیدحسین قاضی از شاگردان سرشناس میرزای شیرازی بود که پس از سال ها تحصیل و تهذیب، برای ارشاد و هدایت مردم به تبریز بازگشت و خانه اش پناهگاه اهل ایمان و عاشقان اهل بیت علیهم السلام بود.

حضرت آیةاللّه قاضی از هوش سرشاری برخوردار بود. او نخست دروس رایج در مکتب خانه را فراگرفت، سپس وارد حوزه علمیه تبریز شد و در محضر پدر و دیگر اساتید، سال ها به تحصیل علوم دینی پرداخت، اما با گذشت زمان احساس کرد روح تشنه اش سیراب نگشته و همین احساس عطش و شوق به تحصیل و تهذیب، وی را بر آن داشت تا بار سفر بسته و راهی نجف اشرف، بزرگ ترین مرکز علمی شیعه آن زمان گردید.

مرقد آیت حق آیت الله میرزا سید علی آقا قاضی طباطبایی در وادی 
السلام نجف

مرقد آیت حق آیت الله میرزا سید علی آقا قاضی طباطبایی در وادی السلام نجف

سیدعلی آقاقاضی، به نقش استاد و تأثیر سازنده آن در تعالی و رشد شاگرد، بسیار اهمیت می داد و می فرمود: «اگر کسی طالب راه و سلوک طریق خدا باشد برای پیدا کردن استاد این راه، نصف عمر خود را در جست وجو و تفحص بگذراند تا آن استاد را پیدا کند، ارزش دارد و کسی که به استاد کامل رسید، نصف راه را طی کرده است» براساس همین اعتقاد، وی در پی یافتن اساتید شایسته و کامل رفت تا این که با عنایت جدش امیرالمؤمنین علیه السلام، گم گشته اش را یافت… و با جدیت تمام در محضر اساتید بزرگ و کم نظیر سالیانی چند زانوی ادب بر زمین زد، و سرانجام، رنج و تلاش خستگی ناپذیرش در راه کسب دانش و کمال به ثمر رسید و در دانش و تقوا، اخلاق و عرفان به جایی رسید که توصیفش در بیان نمی گنجد.

حضرت آیةاللّه سیدعلی آقاقاضی، بزرگ مردی جامع در علم و کمالات معنوی بود. ایشان در سنین جوانی به درجه اجتهاد نایل گردید و در عصر و زمان خود عالمی کم نظیر بود. چهل هزار لغت عرب را از حفظ داشت و شعر عربی را چنان می سرود که عرب ها از تشخیص آن عاجز می ماندند و نمی فهمیدند که سراینده آن، عرب زبان بوده یا عجم. از علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی در طبقات اعلام الشیعه نقل شده که: «سیدعلی آقا پسر میرزا حسین… دانشمند و مجتهدی است متقی و اخلاقی، فاضلی است پرهیزکار، ده ها سال میان ما و آن جناب، دوستی و معاشرت بود. در طول این مدت، وی را در روش خویش استوار و در خوی و خصلت، جوانمرد و در ذات و فطرت، بزرگوار یافتم. او را تفسیری است که از اول قرآن شروع به آیه ۲۹ سوره انعام آنجا که می فرماید: «قل اللّه ثم ذرهم فی خوضهم یلعبون» ختم می گردد.» مؤلف کتاب «روح مجرد» نیز از قول سیدهاشم حداد از شاگردان مرحوم سیدعلی آقاقاضی؛ عباراتی به این مضمون نقل کرده: «مرحوم قاضی یک عالمی بود که از جهت فقاهت، فهم روایت و حدیث و از جهت تفسیر و علوم قرآنی، ادبیات و لغت عرب، بی نظیر بود…».

در سیره عارفان حقیقی از شهرت و نام، خبری نیست و جوهر ذاتشان در خزینه های مهر شده الهی مخفی است. از این رو فقط با سخنان شاگردان و نظرات برخی بزرگان، شاید بتوان به بخشی از شخصیت آنان پی بر د. از علامه طباطبایی قدس سره شاگرد حضرت آیةاللّه سیدعلی آقاقاضی چنین نقل شده: «ما هر چه در این مورد داریم از مرحوم قاضی داریم، چه آنچه را که در حیاتش از او تعلیم گرفتیم و از محضرش استفاده کردیم و چه طریقی که خودمان داریم، از مرحوم قاضی گرفته ایم» علامه در بیانی دیگری می فرماید: «وقتی به نجف رسیدم، لدی الورود، رو کردم به قبه و بارگاه امیرالمؤمنین علیه السلام و عرض کردم: یا علی! من برای ادامه تحصیل، به محضر شما شرفیاب شده ام ولی نمی دانم چه روشی را پیش گیرم و چه برنامه ای را انتخاب کنم، از شما می خواهم که در آنچه صلاح است، مرا راهنمایی کنید. منزلی اجاره کردم و در آن ساکن شدم در همان روزهای اول، در منزل نشسته بودم و به آینده خود فکر می کردم، ناگاه درب خانه را زدند، درب را باز کردم، دیدم یکی از علمای بزرگ است؛ سلام کرد و داخل منزل شد، خیر مقدم گفته و سخنانی بدین مضمون فرمود: «کسی که به قصد تحصیل به نجف می آید، خوب است علاوه بر تحصیل، به فکر تهذیب و تکمیل نفس خویش نیز باشد و از نفس خود غافل نماند». این را فرمود و رفت، من در آن مجلس، شیفته اخلاق و رفتار اسلامی او شدم و تا در نجف بودم، از محضرش استفاده می نمودم. آن دانشمند بزرگ، آقای حاج میرزا علی آقای قاضی بود». هم چنین مؤلف «روح مجرد» از قول امام خمینی قدس سره آورده است: «قاضی، کوهی از عظمت و مقام توحید بود».

مرقد آیت حق آیت الله میرزا سید علی آقا قاضی طباطبایی در وادی 
السلام نجف

مرقد آیت حق آیت الله میرزا سید علی آقا قاضی طباطبایی در وادی السلام نجف

حضرت آیةاللّه سیدعلی آقاقاضی، سرشار از اسرار الهی بود، و در پرورش شاگردان و تربیت نفوس، بسیار موفق بود. جمع کثیری از بزرگان به یمن انفاس قدسی ایشان صاحب کمالات و مقامات معنوی شدند. جاذبه معنوی و روحانی آن استاد الهی، به گونه ای بود که هر انسان قابل و مستعد را مجذوب خود می ساخت.

از جناب آقا سید حسن مصطفوی تبریزی نقل شده است: به نجف اشرف مشرف شدم تا از آقای قاضی استفاده ببرم، ولی بر اثر بدگویی برخی طلاب جاهل می ترسیدم. یک روز کسانی را که از درب قبله و سلطانی به حرم رفت و آمد می کردند نظاره می کردم… دیدم یک سید بزرگواری از حرم مطهر بیرون آمد و… من شیفته این آقا شدم، دیدم به طرف درب سلطانی حرم رفت و نزد قبر ملافتحعلی سلطان آبادی نشست. در این لحظه دیدم آن سید نورانی به کسی چیزی گفت و او نزد من آمد و گفت: آن سید می فرماید: «ای کسی که اسمت حسن است، سریره ات حسن است، شکلت حسن است، شغلت حسن است چرا می ترسی؟ پیش ما بیا و نترس» و ما این چنین به محضر آقای قاضی مشرف شدیم».

آیةاللّه سیدمحمد حسینی همدانی از شاگردان معظم له می گوید: «به نظر من ایشان در حالات معنوی و معرفت، مردی نابغه بود، بحر مواجی از علم، اخلاق و عرفان بود. بسیار کم حرف می زدند و در سلام، سبقت می جستند…» ایشان عبد صالح خدا بود و بسیار مخلص، موحد و متوکل بود و از هر قید و بند غیرالهی رسته بود، تلاش و پشت کارش تا پایان عمر ادامه داشت، شب زنده دار و اهل تهجد بود و شاگردان را نیز به آن سفارش می کرد. از علامه طباطبایی قدس سره نقل شده که: «روزی کنار درب مدرسه ای ایستاده بودم که قاضی از آنجا عبور می کرد، چون به من رسید، دست خود را بر روی شانه من گذاشت و فرمود: «ای فرزند! دنیا می خواهی، نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان.» از دیگر ویژگی های آن مرد الهی، تواضع و فروتنی بود. ایشان مردی خاکی و بی ادعا بود و رابطه اش با شاگردان دوستانه بود. از حضرت آیةاللّه کشمیری شاگرد ایشان نقل شده: «روزی در منزل مرحوم آقای قاضی نشسته بودم، مقداری خرما در ظرفی پیش روی ما بود، استاد چند بار تعارف کرد، ولی من میلی به خوردن آن خرما نداشتم و نخوردم. استاد علت امتناع مرا فهمید و فرمود: مثل این که به این نوع خرما، میل ندارید و من فرمایش ایشان را تأیید کردم، پس از بیرون آمدن از منزل استاد، وقتی نزدیک منزل خودمان رسیدم، دیدم استادم، با عجله خود را به من رسانید و فرمود: چون به آن خرما علاقه نداشتید، به بازار رفتم و خرمای مورد دلخواه شما را خریدم… سپس مقداری خرما که من دوست داشتم، بیرون آورد و به من داد.» حضرت آیةاللّه سیدعلی آقا قاضی زندگی را با فقر به سر برد. حتی در مواقعی توان پرداخت اجاره خانه را هم نداشت. تا این که روزی در نجف،صاحب خانه وسایل و اثاث ایشان را بیرون ریخته بود و ایشان مجبور شد با خانواده اش به کوفه برود و در مسجد کوفه، بالاخانه ای برای افراد غریب بود، در آنجا سکونت گزیدند. علامه طباطبایی می فرماید: «رفتم مسجد کوفه، دیدم مرحوم قاضی و همه خانواده اش تب کرده اند و مریض هستند، هنگام نماز شد، علی آقا قاضی طبق معمول، در اول وقت به نماز ایستاد و بعد از نماز عشاء آنچنان با توجه کامل آیه شریفه «آمن الرسول…» را تلاوت می فرمود، مثل این که هیچ مشکلی پیش نیامده است. با آرامش وصف ناپذیر و شگفت انگیز، به دعا مشغول بود».

حضرت آیةاللّه قاضی، اعجوبه زمان و دارای کشف و کرامات فروانی بود. از علامه طباطبایی که دست پرورده ایشان بودند، چنین نقل شده: «مرحوم حاج میرزا علی ا~قا قاضی در نجف برای صله رحم و تفقد از حال ما، به منزل ما می آمد، ما کراراً صاحب فرزند شده بودیم ولی همگی در دوران کودکی فوت کرده بودند. روزی مرحوم قاضی به منزل ما آمد، در حالی که همسرم حامله بود و من از وضع او آگاه نبودم، موقع خداحافظی، به همسرم گفت: دختر عمو! این بار این فرزند تو می ماند و او پسر است و آسیبی به او نمی رسد و نام او «عبدالباقی» است. من از سخن قاضی خوشحال شدم و خدا به ما پسری لطف کرد و بر خلاف کودکان قبلی، باقی ماند و آسیبی به او نرسید و نام او را عبدالباقی گذاردیم.»

مرقد قدیمی آیت حق آیت الله میرزا سید علی آقا قاضی طباطبایی در وادی
 السلام نجف

مرقد قدیمی آیت حق آیت الله میرزا سید علی آقا قاضی طباطبایی در وادی السلام نجف

حضرت آیةاللّه قاضی در وصیت نامه اش سفارشاتی به مریدان و طالبان سیروسلوک نموده که به فرازهایی از آن اشاره می شود از جمله، توصیه به خواندن روایت «عنوان بصری» است؛ می فرمود: «باید آن را درجیب خود داشته باشید و هفته ای یکی دو بار آن را مطالعه نمایید.»

هم چنین به توسل و اقامه عزا برای سالار شهیدان سفارش کرده و می فرماید: «در مستحبات تعزیه داری و زیارت حضرت سیدالشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید و روضه هفتگی ولو دو سه نفر باشد، اسباب گشایش امور است…»

در مورد نیکی و خدمت به خلق می فرماید: «اللّه اللّه که دل هیچ کس را نرنجانید.»

[ ۱۳٩۱/۱/٢۳ ] [ ٧:٥٩ ‎ب.ظ ] [ علی جدیدبناب ] [ نظرات () ]

چرا برای سلامتی امام زمان دعا میکنیم؟

با توجه به بعضی از روایات امام زمان(علیه السلام) مانند انسان های دیگر زندگی طبیعی داشته و در میان مردم رفت و آمد دارد و ممکن است مانند پیامبران الهی و دیگر امامان معصوم به بیماری یا مشکلات دیگر دچار شوند. بنابراین دعا و صدقه و صلوات برای سلامتی حضرت مهدی(علیه السلام) بی تاثیر نیست و محفوظ ماندن ایشان توسط خداوند که در آیات آمده عموما به معنای حفظ جان ایشان است.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۱/۱٧ ] [ ٧:۳٥ ‎ق.ظ ] [ علی جدیدبناب ] [ نظرات () ]

[ ۱۳٩۱/۱/۱٧ ] [ ٧:۳٠ ‎ق.ظ ] [ علی جدیدبناب ] [ نظرات () ]

تدبر در سیرۀ اهل‌البیت علیهم‌السلام
تدبر در سیرۀ اهل البیت‌ علیهم‌السلام عبارت است از «فهم مجموعی روشمند از شیوۀ عملکرد اهل البیت علیهم‌السلام»، این نگرش درمیان سایر دیدگاه‌ها درخصوص سیرۀ اهل‌البیت‌ علیهم‌السلام جامع‌ترین نگرش به شمار می‌آید و در عین حفظ مقام عرشی و عظمت قدسی اهل‌البیت علیهم‌السلام و درنظرداشتن مظلومیت آن بزرگواران، اهداف زیر را دنبال می‌کند:
الف. تصحیح و تکمیل شناخت و انسجام بخشی به اندیشۀ ولائی
ب. افزایش محبت و مودت و ایمان نسبت به اهل‌البیت علیهم‌السلام
ج. افزایش میزان تطابق اعمال، رفتار و افکار امت اسلامی در زمان غیبت با الگوهای ارائه شده از سوی اهل‌البیت علیهم‌السلام، با تطبیق صحیح شرایط روز با اوضاع مشابه در زمان حیات ایشان و الگوگیری از نحوۀ عملکرد آنان.

ضرورت تدبر در سیره اهل بیت (ع)

تدبر در قرآن میزانی برای اندیشه بدست می دهد و تدبر درسیره میزانی برای عمل. همچنین امکانی برای مقایسه روشها و اعتبار سنجی روشها را نیز فراهم می آورد.

 روش اجرای قرآن روش رسول الله (ص) و اهل بیت ( ع ) است . با این روش است که از قرآن توحید، تربیت و عدالت در می آید. اگر روش تغییر کند از همین قرآن که شفا و رحمت و حکمت است گمراهی استخراج می شود. بنابراین تنها راه مصون ماندن از انحراف در اجرای قرآن و تنها سرمایه ما در عصر غیبت سیره رسول الله (ص) و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) است. به علاوه دین اسلام کامل ترین دین الهی است که توسط خاتم رسل به جهانیان عرضه شد و دغدغه آن بنای تمدن توحیدی در سراسر جهان و هدایت همه افراد بشر است. از این رو ضروریست که روش اجرایی کردن این دین را از پیشوایان معصومی بیاموزیم که خود برگزیدگان رب العالمین هستند و دغدغه آن نه فرد یا گروهی خاص بلکه همه افراد بشر در همه زمانها و مکانها بوده است. با توجه به اینکه ائمه جهانی و جاودانی می اندیشیدند، ما ـ که پیرو آنها هستیم ـ هم باید همین دید را نسبت به اجتماع داشته باشیم؛ یعنی دغدغه های اجتماعی ما باید بسیار بیشتر و افق دید ما بسیار وسیع باشد؛ چه در بعد زمانی و چه در بعد مکانی.

 بنابراین سیره اهل بیت افق دید ما را وسیع تر می کند و به ما شرح صدر می دهد. روش ما اعتدال می یابد و اصول مدیریت صحیح را به دست می آوریم. سیره به ما کمک می کند که: علوم و معارف بنیادین توسعه ای کاربردی مهارتی ورود متن زندگی همچنین تدبر در سیره اهل بیت (ع) به بیش از 70 درصد سئوالات و شبهات پیرامون عملکرد اهل بیت (ع) پاسخ می دهد. فرد قدرت تحلیل و تطبیق بر مسائل روز را هم پیدا می کند .

اقسام نگرش به اهل بیت (ع)

 1 . نگرش عرشی و
توجه به عظمت مقام قدسی اهل بیت با رویکرد کلامی

2 . نگاه به فصایل و مناقب و
مظلومیت آنان

3 . نگاه مجموعی عملکرد گرایانه به نقش اهل بیت ( ع ) در
بستر جامعه و تاریخ و تمدن یا بررسی نقش امام در عینیت جامعه ( نگاه تدبری )

4 . نگرش جامع

[ ۱۳٩۱/۱/۱٧ ] [ ٧:٢٧ ‎ق.ظ ] [ علی جدیدبناب ] [ نظرات () ]

عبداللهبنعمر میگوید:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، در جواب کسی که سوال کرد: "در شب معراج، پروردگار با چه زبانی با شما گفتگو کرد؟" فرمودند:
با زبان علیبنابیطالب! عرض کردم: خدایا! تو بودی با من سخن گفتی یا علی بود؟
خداوند فرمود: ای احمد! من موجودی هستم نه چون موجودات دیگر، به مردم قیاس نشوم، و به مانندی توصیف نگردم. تو را از نور خود آفریدم و علی را از نور تو آفریدم و بر راز دل تو مطلع هستم و می دانم که محبوب تر از علیبنابیطالب در دل نداری، لذا با زبان او با تو سخن گفتم، تا دلت آرام شود.(مناقب خوارزمی، ص 47)(مقتل الحسین خوارزمی، 42/1)

[ ۱۳٩۱/۱/۱٧ ] [ ٧:٢۳ ‎ق.ظ ] [ علی جدیدبناب ] [ نظرات () ]
آدم‌های موفـق با دیـگران 30 فـرق دارند

آدم های موفق خودشان را با افرادی که با آنها هم فکر هستند، متحد می‌کنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می‌دانند و می توان گفت آدم های موفق 30 فرق کلی با دیگران دارند که دانستن آنها بد نیست :

1. فرصت‌هایی را می‌بینند و پیدا می‌کنند که دیگران آنها را نمی‌بینند.

2.
از مشکلات درس می‌گیرند، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می‌بینند.

3.
روی راه‌حل‌ها تمرکز می‌کنند.

4.
هوشیارانه و روشمندانه موفقیت‌شان را می‌سازند، در زمانی که دیگران آرزو می‌کنند موفقیت به سراغ‌شان‌ آید.

5.
مثل بقیه ترس‌هایی دارند ولی اجازه نمی‌دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.

6.
سوالات درست را به شیوه صحیح از خود می‌پرسند. سوال‌هایی که آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می‌دهد.

7.
به ندرت از چیزی شکایت می‌کنند و انرژی‌شان را به خاطر آن از دست نمی‌دهند. همه چیزی که شکایت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی‌بافی و بی‌ثمر بودن است.

8.
سرزنش نمی‌کنند (واقعا فایده‌اش چیست؟) آنها مسوولیت کارهایشان و نتایج کارهایشان را تماما به عهده می‌گیرند.

9.
وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت‌شان استفاده کنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیت‌شان پیدا می‌کنند و بیشتر از ظرفیت‌شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتری استفاده می‌کنند.

10.
همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه‌ریزی کرده و فکر می‌کنند تا وقتی که کارشان را انجام می‌دهند استرس کمتری داشته باشند.

11.
خودشان را با افرادی که با آنها هم فکر هستند، متحد می‌کنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می‌دانند.

12.
بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرت‌انگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب می‌کنند تا بهترین نوع زندگی را داشته باشند و نمی‌گذارند زندگی‌شان اتوماتیک‌وار سپری شود.

13.
به‌وضوح و دقیقا می‌دانند که چه چیزی در زندگی می‌خواهند و چه نمی‌خواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم و طراحی می‌کنند به جای اینکه صرفا تماشاگر زندگی باشند.

14.
بیشتر از آنکه تقلید کنند، نوآوری می‌کنند.

15.
در انجام کارهایشان امروز و فردا نمی‌کنند و زندگی‌شان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام کاری از دست نمی‌دهند.

16.
آنها دانش‌آموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان کار می‌کنند. آنها از راه‌های مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن، پرسیدن، خواندن و تجربه کردن یاد می‌گیرند.

17.
همیشه نیمه پر لیوان را می‌بینند و توانایی پیدا کردن راه درست را دارند.

18.
دقیقا می‌دانند که چه کاری باید انجام دهند و زندگی‌شان را با از شاخه‌ای به شاخه‌ای دیگر پریدن از دست نمی‌دهند.

19.
ریسک‌های حساب‌شده‌ای انجام می‌دهند؛ ریسک‌های مالی، احساسی و شغلی.

20.
با مشکلات و چالش‌هایی که برایشان پیش می‌آید سریع و تاثیرگذار روبه‌رو می‌شوند و هیچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زیر برف نمی‌کنند. با چالش‌ها روبه‌رو می‌شوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره می‌برند.

21.
منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمی‌مانند تا آینده‌شان را رقم بزند. آنها بر این باورند که با تعهد و تلاش و فعالیت، بهترین زندگی را برای خودشان می‌سازند.

22.
وقتی بیشتر مردم کاری نمی‌کنند؛ آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینکه مجبور به کاری بشوند، عمل می‌کنند.

23.
بیشتر از افراد معمولی روی احساسات‌شان کنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند که ما داریم ولی هیچ‌گاه برده احساسات‌شان نمی‌شوند.

24.
ارتباط‌گرهای خوبی هستند و روی رابطه‌ها کار می‌کنند.

25.
برای زندگی‌شان برنامه دارند و سعی می‌کنند برنامه‌شان را عملی کنند. زندگی آنها از کارهای برنامه‌ریزی نشده و نتایج اتفاقی عاری است.

26.
در زمانی که بیشتر مردم به هر قیمتی می‌خواهند از رنج کشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرایط سخت را می‌فهمند.

27.
ارزش‌های زندگی‌شان معلوم است و زندگی‌شان را روی همان ارزش‌ها بنا می‌کنند.

28.
تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند، می‌دانند که پول و موفقیت مترادف هم نیستند. آنها می‌دانند افرادی که فقط از نظر مالی در سطح مطلوبی قرار دارند، موفق نیستند. این در حالی است که خیلی‌ها خیال می‌کنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافته‌اند که پول هم مثل بقیه چیزها یک وسیله است برای دستیابی به موفقیت.

29.
اهمیت کنترل داشتن روی خود را درک کرده‌اند. آنها قوی هستند و از اینکه راهی را می‌روند که کمتر کسی می‌تواند برود، شاد می‌شوند.

30.
از خودشان مطمئن هستند.

 

[ ۱۳٩۱/۱/۱٥ ] [ ٢:٠٥ ‎ب.ظ ] [ علی جدیدبناب ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

1-پژوهشگر و مولف دهها جلد کتاب و مقاله 2-مدرس حوزه های علمیه 3-عضو هیتئت موسس دانشگاه 4-عضو کارگروه علوم انسانی و هنر دفتر نخبگان 5-عضو هیئت نظارت بر چاپ و نشر کتاب
نويسندگان
امکانات وب